پژوهشكده تحقيقات اسلامى

15

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

حضرت على ( ع ) دست برنداشتند . او با اين تفكر و اعتقاد ، لحظه‌اى از مسير حق منحرف نشد و همچون سربازى جانباز ، آماده و دست به شمشير بود و چشم به اشارهء على ( ع ) داشت تا هر فرمانى دهد ، بىدرنگ به اجرا درآورد . « 1 » هنگامى كه امام على ( ع ) ، شب هنگام به همراه حضرت زهرا ( س ) و امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) براى يارى خواستن به درب خانه‌هاى بدريون مىرفت ، مقداد از معدود افرادى بود كه عملًا آمادگى خود را براى يارى آن حضرت اعلام كرد . « 2 » او جزو دوازده نفر از اصحابى بود كه خلافت ابوبكر را قبول نداشتند و قصد به زير كشيدن او را از منبر داشتند ، ولى چون با امام ( ع ) مشورت كردند ، حضرت آنها را از اين عمل به خاطر پيامدهاى بعدى بازداشت . « 3 » در جريان بيعت اجبارى از امام براى خليفهء اول كه ستمگران ، حريم بيت امامت را شكستند ، ياران حضرت با شهامت به دفاع از او پرداخته و هر يك سخنى در جمع ايراد كردند ؛ مقداد در اين ميان گفت : اى على ! به چه چيز مرا امر مىكنى . به خدا سوگند ، اگر فرمان دهى با شمشير بزنم ، مىزنم و اگر فرمان دهى خوددارى كنم ، خوددارى مىكنم . « 4 » با اين حال ، مقداد در دوران خلافت عمر ، با اجازهء امام و براى حفظ اسلام در برابر خطرات دشمن خارجى در دو جنگ بزرگ « حمص » و « مصر » شركت جست . در جنگ حمص ( سال 15 هجرى ) حاكم شهر « يلى » در منطقه حمص شد و در جنگ مصر ( سال 20 هجرى ) فرماندهء يكى از گردانهاى هزار نفرى بود . « 5 » با مرگ عمر ، مقداد سعى كرد كه داخل خانه‌اى شود كه شوراى 6 نفره جمع شده بودند ، ولى مانع او شدند . او فقط توانست از پنجرهء اتاق سخنانى بگويد كه بخشى از آن چنين است : . . . با مردى كه در جنگ بدر شركت نكرده و بيعت رضوان را با رسول خدا ننموده و در جنگ احد فرار كرده ( يعنى عثمان ) بيعت نكنيد . « 6 »

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 409 ، انتشارات كتابخانهء سنايى ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 329 ( 3 ) . مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 203 - 204 ، كتابفروشى اسلاميه ، 1354 ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 28 ، ص 301 ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 148 ، دار صادر ، بيروت ( 6 ) . الاوائل ، ج 1 ، ص 50